torsdag den 2. juli 2009

I decided to get shot!

تصمیم گرفتم تیر بخورم!
گفتگوی اختصاصی با "ندا"
در پزشکی قانونی


صداوسیما، همه کشتار روزهای بعد از کودتا را خلاصه کرده در کشته شدن "ندا" و برای پایمال کردن خون او نیز، پدرش را آورد به تلویزیون تا بگوید، قتل دخترش یک توطئه خارجی بود!

طنز

- لطفاً بفرمائید که اصولاً شما چطوری خودت افتادی مردی ؟

ندا: من داشتم راه میرفتم که ناگهان متوجه شدم کشته شده ام . بلند شدم یک کمی دنبال قاتل دویدم ولی آن مزدور با یک هواپیمای امریکائی که اسرائیل برای کشتن من به یک بی ناموس داده بود پرواز کرد در رفت . بنده البته مرده بودم ولی از یک برادر بسیجی سلحشور که بطور کاملاً اتفاقی داشت از آنجا رد میشد و اسلحه اش هم هر چی بود کالیبر 6 نبود پرسیدم ببخشید بی زحمت من الآن یک کمی تیر خورده ام شما خوبی انشالله ؟ ایشان در کمال شفقت اسلامی من را برد پزشکی قانونی و آنها با کمال ناراحتی از پدر من خواستند که من را بی سر و صدا همین فردا خاک کنند وگرنه خشتکش را درمی آورند !

- بطورکلی انگیزه شما از این اقدام ناجوانمردانه که تیر خوردی چی بود؟

ندا : بنده البته اولش رفته بودم که فقط چماق بخورم ولی چون نیروهای انتظامی اسلحه کالیبر 6 ندارند تصمیم گرفتم تیر بخورم . رفتم با پدرم مشورت کردم. گفت تو دیگر بزرگ شده ای هر جور خودت حال میکنی همان کار را بکن . بعد رفتم در یک کوچه ای که غیر از من و خدا هیچکس نبود تیر خوردم که پدرم و یک آدم خیکی همانجور که در فیلم دیدید شاهدند . در آن کوچه واقعاً هیچکس نبود و من اولش ترسیدم که تک و تنها تیر بخورم . بعد یک آقائی آمد گفت اگر اینجا تیر بخوری من از تو فیلم میگیرم و چون من از بچگی خیلی عاشق آرتیست بازی بودم جلوی دوربین تیر خوردم . واقعاً هنوز معلوم نیست در کوچه ای که هیچکس نبود اسلحه کالیبر 6 چیکار میکرد . این موضوع خیلی هم باعث سرگردانی پزشکی قانونی شد ولی چون با تشریح دمپائی من معلوم شد که از پشت تیر خورده ام احتمالاً کار جن و پری بوده باشد !

- چه پیامی برای کسانی که هنوز تیر نخورده اند ولی دلشان میخواهد بمیرند داری ؟

ندا : پیام من اینست که نیروهای مسلح اسلحه کالیبر 6 ندارند و چون فقط نیروهای مسلح را برای ضد شورش می آورند لذا علاقمندان به تیر خوردن در کوچه بن بست که هیچکی هم نیست لطفاً فقط با کالیبر 8 به بالا تیر بخورند که پزشکی قانونی هم تائید بکند . دقت کنید جاهائیکه ما تیر میخوریم هیچکس نیست و تظاهرات هم سه تا محل بالاتر انجام میشود لذا ما باید جوری تیر بخوریم که بعداً بابایمان بتواند برای صدا سیما توضیح بدهد و بینندگان عزیز هم شاخ درنیاورند . لطفاً در تشییع جنازه ی ما کالیبر شیشی ها هم شرکت نکنید چون آنوقت بجای اسلحه کالیبر دار با خمپاره به آدم تیر میزنند و چون نیروهای مسلح برای ضد شورش با خودشان خمپاره نمی آورند لذا آخرش می افتد گردن همان اجنه ای که به من تیر زدند.


Ingen kommentarer:

Send en kommentar